قوانین معنوی قرآن برای موفقیت  


قوانین معنوی قرآن برای موفقیت

قوانین معنوی قرآن برای موفقیت

1( قانون توانِ دهندگی(بارش)

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّی تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ ال عمران: هرگز به نیکی (کامل) نمی‌رسید تا از آنچه خود دوست

 دارید انفاق نمایید و هر چه انفاق نمایید حتماً خداوند بدان داناست (آل عمران ، 92)

 

قانون توان دهندگی بیان می‌کند که تا شما نتوانید از بهترین‌ها در زندگی بگذرید نمی‌توانید به موفقیت‌ها دست پیدا کنید. هر چه توان بخشش شما

 بیشتر باشد شما به کامیابی بیشتری دست پیدا می‌کنید هر کجا که می‌روید، سعی کنید چیزهایی را به اشخاص بدهید که می‌تواند یک هدیه یا حتی یک

 تحسین باشد. برای چیزهایی که در زندگیتان دریافت کرده‌اید، ممنون و سپاسگزار باشید و تلاش کنید چرخه‌ی دادن و گرفتن را حف0کنید.

به بیانی دیگر این قانون می‌گوید با رها کردن وابستگی و تعلقاتتان می‌توانید به چیزهایی که می‌خواهید دست یابید. نباید از آرزوها و خواسته‌های

 تان دست بکشید ولی باید از وابستگی‌هایی که در نتیجه آن‌ها به وجود می‌آید، رها شوید. وابستگی‌ها اغلب اوقات باعث ترس و تزلزل هستند.  

به قول یکی از اساتید روا نشناسی و فکر مثبت ؛ در زندگی بارش و ریزش داشته باشید تا رویشی حاصل شود .

 

این سخن دقیقاً مطابق این آیه‌ی قرآنه که بیان شد...

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

توسل از دیدگاه علامه طباطبایی


توسل از دیدگاه علامه طباطبایی

«اولَئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَی رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُوراً»[1]؛ آن کسانی که ایشان می خوانند [خود] به سوی پروردگارشان تقرّب می جویند [تا بدانند] کدام یک از آنها [به او] نزدیک ترند و به رحمت وی امیدوارند، و از عذابش می ترسند; چراکه عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز است.

آنچه مشرکان به عنوان معبود خود می خوانند (از ملائکه، جن و انس)، خود برای تقرّب به درگاه پروردگارشان به دنبال وسیله هستند تا به او نزدیک تر باشند. همه امید رحمت از خداوند دارند و در تمامی حوایج زندگی به او مراجعه می کنند و نافرمانی اش نمی کنند؛ چراکه باید خود را از عذاب خدا دور سازند

علامه طباطبائی«ره» در تفسیر المیزان در ذیل آیه شریفه بیانی دارند که خلاصه آن چنین است...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

5 کلید برای ورود به بهشت


 کلید برای ورود به بهشت 5

به یکی از بیداران و عارفان عاشق گفتند : راه بهشت کدام است؟ فرمود : مداومت بر پنج چیز:

1 ـ بازداشتن نفس از معصیت

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی؛ و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است. (نازعات 79 : 40)

تعبیر دیگری که در این مورد می‌توان داشت، همان صبر در برابر گناه و معصیت می‌باشد.

در روایات نیز آمده است هر کس بر معصیت خدا صبر کند (معصیت خدا را انجام ندهد) خدای متعال برای وی نهصد درجه عنایت می‌فرماید که ما بین هر درجه فاصله‌ای

هست مثل مقدار فاصله موجود از پایین‌تر ین نقطه زمین تا منت‌های عرش خدا...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

نقد سکولاریسم از دیدگاه قرآن1


تفسيرقرآن

تفسيرقرآن

نقد سکولاریسم از دیدگاه قرآن (1)

محققان غربى و عالمان اسلامى، در تحلیل و بررسى پدیده سکولاریسم و علل و عوامل ظهور آن، به نکات مختلفى اشاره کرده‏اند. از جمله خاطر نشان نموده‏اند که زمینه‏هاى مختلفى همچون عملکرد ناصحیح متولیان دستگاه کلیسا، برخى محتویات ضعیف موجود در متون اناجیل متعدد، شیفتگى مردم به دنیا بر اثر مشاهده ناگهانى رشد علم و صنعت، القاى مباحث ناپخته علوم معرفتى و نظرى از سوى برخى از فیلسوفان درباره انسان و جهان هستى و... هر یک به نوبه خود موجب تشدید تفکرات دنیامآبانه و بشرى‏گرایانه در انسان مغرب زمین شد و متعاقب آن، منجرّ به حذف دین از متن جامعه و اجتماع گردید و دین تابع سلیقه وذوق و احساس شخصى افراد شد (privatization). حال، پرسش این است که آیا این فرآیند، در دنیاى اسلام نیز جایگاه دارد یا خیر؟ و آیا مى‏توان در آموزه‏هاى دینى، بسترى مناسب براى این نوع نگرش به دست آورد؟ آیات قرآن کریم در این زمینه چه پاسخى دارد؟ ما در پاسخ به این پرسش ها، نخست نوع نگرش به انسان را با توجه به آیات قرآنى، بررسى مى‏کنیم و آن گاه نظرى به نوع نگرش قرآن به زندگى اجتماعى انسان مى‏افکنیم تا معلوم شود که مفاهیم اسلامى و قرآنى تنها به امور فردى و شخصى اختصاص دارد یا مسائل اجتماعى را نیز شامل مى‏شود؟...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

امام زمان و آيات قرآن مجيد


امام زمان و آيات قرآن مجيد(به مناسبت نیمه ی شعبان)

1- الذين يومنون بالغيب..


[پرهيزکاران] کساني هستند که به غيب ايمان مي آورند...
(سوره بقره ، آيه 3)


تأويل «بالغيب» قيام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

(کمال الدين - بحارالانوار ج 51 ص 53)


2- ... فاستبقوا الخيرات اينما تکونوا يات بکم الله جميعاً....

 
در نيکي کردن بر يکديگر سبقت گيريد. هرجا که باشيد خداوند شما را گرد مي آورد. ..

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

 

ادامه نوشته

موضع اهل بيت در برابر تأويلهاي ناروا


موضع اهل بيت در برابر تأويلهاي ناروا

 

انكار نمي‌توان كرد كه آنچه در مسلك صوفيه و مرام عرفا مورد استناد قرار گرفته و مبناي گرايش آنان به تأويلهاي گاه ناروا شده است، بي‌ريشه در بيان

روايات نيست، ولي اين بدان معنا نمي‌تواند باشد كه تأويلهاي آنان داراي دليل و حجّت شرعي است، چه اين كه بيشتر تندرويها و كندرويها كه در يك مكتب

 رخ مي‌دهد، ناشي از بدفهمي يا بداستفاده كرده پيروان يا عناصر بيروني، از عبارات و رهنمودها و تعاليم آن مكتب است.


اگر در روايات، تعبير بطون قرآن، تأويل قرآن، لطايف و اشارات و ... مطرح شده است، دليل آن نيست كه پس هر گروهي كه هر سخني را به عنوان

بيان بطون يا تأويل و يا لطايف قرآني بيان كردند، متعبّد به رهنمود رواياتند، بلكه مي‌تواند اين تعبيرها مورد برداشت بد و يا سوء استفاده قرار گرفته باشد، چنانكه

به قول مولانا همواره مفاهيم ارزشي مورد استفاده نارواي رهزنان قرار مي‌گيرد، چنانكه براي طلا، نوعي بدل و قلاّبي آن را مي‌سازند!

خوشبختانه، اين حركتهاي ناروا و تأويلهاي خودساخته، تنها در روزگار بعد صورت نگرفته است، تا ما از خود امامان ردّي بر آن نداشته باشيم، بلكه اين برداشتهاي

ناروا در ديد آنان نيز قرار داشته و به اندازه كافي، پيروان خود را هشدار داده‌اند...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

همسويي و هماهنگي ظاهر و باطن قرآن


همسويي و هماهنگي ظاهر و باطن قرآن

 

هرگاه سخن از وجود معاني باطني قرآن مي‌شود، اين پرسش رخ مي‌نمايد كه نسبت ميان معاني ظاهري و معاني باطني قرآن چيست؟


آيا باوجود معاني باطني، مي‌توان به معناي ظاهر تمسّك كرد يا خير؟


به تعبير ديگر آيا با وجود معاني باطني قرآن، مي‌توان دلالت ظاهر آيات را همچنان حجت معتبر شمرد يا خير؟


اين پرسشهاي به ظاهر مختلف به يك پرسش بنيادين بازمي‌گردد و آن اين است كه آيا ظاهر و باطن قرآن با يكديگر هماهنگي و همسويي دارند و باطن مراحل لطيف‌تر و

كامل‌تر، اما پنهان همان ظاهر است؛ يا آن كه معاني باطني، چه بسا نسبتي با معناي ظاهر نداشته باشد.


اين بحث به طور جدايي‌ناپذيري به بحث از حجت‌بودن ظواهر قرآن منتهي مي‌شود و اهميت و حساسيت آن مي‌طلبد كه با درنگ بيشتري بدان نگريم و پيش از

اظهارنظريه‌اي روشن، به زمينه‌هاي همواركننده آن نظريه پردازيم.


معارف قرآني را از يك نظرگاه مي‌توان چندين دسته‌بندي كرد:


1. هستي‌شناسي و جهان‌بيني و حلقه‌هاي متصل به آن.


2. اصول اخلاقي و ارزشي و نفي رذايل اخلاقي و ضدارزشها.


3. اشاره به برخي نكات علمي و اجتماعي.


4. بيان احكام عبادي و عملي و حدود قراردادها و روابط اجتماعي.


اين تقسيم، هرچند جامع و فراگير نيست، ولي به همين اندازه، پاسخ‌گوي نياز ما هست، چه اين كه اگر ما بخش احكام تكليفي را در نظر بگيريم به يقين اصولي از احكام واجب و

 حرام (فقه) در قرآن آمده است كه خدشه‌ناپذيرند، مثل واجب‌بودن نماز، روزه و ... حرام بودن خمر، قمار، اكل باطل و ربا و ...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید



 

ادامه نوشته

ظاهر و باطن قرآن در گستره روايات


ظاهر و باطن قرآن در گستره روايات

 

سيد حيدرعلوي ‌نژاد

 

از جمله ويژگيهاي قرآن در منابع روايي اماميه و اهل سنّت، اين حقيقت است كه قرآن «ظهر» و «بطن» دارد، يعني افزون بر معنايي كه از ظاهر واژگان و معناي

لغوي آنها استفاده مي‌شود، معناي ژرف و پنهان‌تري نيز در عبارات وحي نهفته است كه فهم آنها نياز به شناخت و شيوه و ملاكهاي ويژه‌اي دارد.


اين روايات كه براي قرآن ظاهر و ژرفايي معرّفي كرده است در منابع شيعي نمونه‌هاي بسيار دارد كه در ادامه اين تحقيق بدانها خواهيم پرداخت، ولي براي نمودن وجود

اين روايات در منابع اهل سنت نيز، به روايتي از كنزالعمال اشاره مي‌شود كه آلوسي نيز همان روايت را در تفسير روح المعاني ياد كرده است:


* «قال رسول الله (ص): ما أنزل الله عزّوجلّ آيه الاّ و لها ظهر و بطن و كلّ حرف حدّ و كلّ حدّ مطلع.» 1


رسول خدا فرمود: خداوند هيچ آيه‌اي نازل نكرد، مگر اين كه براي آن «ظهر و بطني» هست، هر حرفي حدّي است و هر حدّي، مطلعي

 است.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید



 

ادامه نوشته

چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟


چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟

 

طباطبایی، سید محمد حسین؛

 

1- انسان در زندگی ابتدائی خویش که دنیوی و موقتی است مانند یک حبابی خیمه هستی خود را روی دریای بیکران ماده زده در همه

فعالیتهائی که در مسیر وجود میکند سر سپرده امواج خروشان ایندریای‏بیکران است و سر و کار با ماده دارد.

حواس بیرونی و درونیش بماده و مادیات مشغول و افکارش نیز پای بند معلومات حسی‏اش میباشد، خوردن و آشامیدن و نشستن و

برخاستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبیدن و آرمیدن و بالاخره همه فعالیتهای زندگی را روی ماده انجام میدهد و فکری جز این ندارد.
و گاهی که پاره‏ای از معنویات را مانند دوستی و دشمنی و بلندی همت و بزرگی مقام و نظائر آنها تصور میکند، اکثریت افهام آنها را

بواسطه مجسم ساختن مصداقهای مادی در نظر تصور میکنند چنانکه شیرینی پیروزی را با شیرینی قند و شکر و جاذبه دوستی را با کشش مغناطیس و

 بلند همتی را با بلندی مکان یا جای یکی از ستارگان و بزرگی مقام را با بزرگی کوه یا نظیر آن حکایت مینمایند...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

غيب در مرآت قرآن


غيب در مرآت قرآن

مهدى رضوانى‏پور

طليعه نور

در سپيده‏دم طلوع قرآن، از محرمسراى غيب ‏احدى، بارقه‏اى ربوبى بدرخشيد و گنجينه بى‏پايان معارف‏رحمانى بر قلب نازنين

پيامبراكرم)ص( تجلّى كرد و جوشش و سيلانى از عشق و معرفت در امواجى از شگفتى‏و اعجاز بلاغت به اطوار خوشاهنگ كرامت در

دشتهاى حروف و اصوات جارى گرديد و بدين ترتيب، ذات‏اقدس سبحانى خويشتن را در كتاب جاويد و پرشكوهش بر تشنگان صهباى

شناخت عرضه داشت: »فَتَجَلّىلَهُم سُبحانَه فى كِتابِه«.(1)


كتابى كه مهبط انوار رحمانى و حجله‏گاه عشق رحيمى است و شيفتگان معارف و مشتاقان حقايق را ازشعشعه ذات و باده صفات، بى‏خود و

حيران مى‏گرداند و گلبانگ شيدايى و شناخت را در گوش كمال‏جويان‏زمزمه مى‏كند و رهيدگان از ثراى تعلق و غوّاصان بحر معانى را

به اسرار و حقايق مكنون توحيدى رهنمون‏ساخته، برات آزادى و كمال تعالى را در شب قدر به آنها ارزانى مى‏دارد. ..

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

راز و رمز ژرفای قرآن


راز و رمز ژرفای قرآن

 

سید موسی صدر

 

یكی از ویژگیهای ممتاز و منحصر به فرد قرآن كریم عمق و ژرفای شگفت آور آن است. از این واقعیت در متون روایی به بطن یا

بطون تعبیر شده است: «انّ للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الی سبعة ابطن»1، «ظاهره انیق و باطنه عمیق»2.


تاریخ نشان داده است كه راز جاودانگی و ماندگاری قرآن در جاری زمان و تازگی و طراوت همیشگی آن برای افكار و اندیشه های بشر

، همین عمق و ژرفای آن است كه همچون دریایی بی كران، غواصان فكر و فهم را در خود می پذیرد و هیچ گاه به نقطه پایان نمی رساند.


آنچه به عنوان یك پرسش برای انسان مطرح می شود این است كه خاستگاه این عمق و ژرفا و راز این كه قرآن دارای بطون و

جامعیت معنایی ویژه ای می باشد چیست؟ آیا محتوای قرآن حقایق چند لایه و دارای مراتب است، یا چگونگی سخن گفتن او از چنان

 ویژگی برخوردار است كه بدان جامعیت و فراگیری خاصی می بخشد؟ به تعبیر دیگر، آیا بطون به لحاظ مدلول است، یا به لحاظ دلالت؟


طبیعی است كه هر یك از این دو پاسخ، پیامدهای بس مهم و متفاوتی در فرایند فهم و تفسیر قرآن پدید می آورد كه در جریان بحث آشكار

خواهد شد. در این نوشتار می كوشیم دیدگاه هایی را كه به گونه ای به این پرسش نظر دارند بررسی كنیم...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

گفت و گو با آیة الله معرفت


       گفت و گو با آیة الله معرفت

 

سوال: به عنوان نخستین سؤال بفرمایید كه آیا فهم قرآن ممكن است یا نه و در فرض امكان ، معیار فهم معانی چیست و آنچه از معانی فهمیده می شود، بر چه اساسی

 دارای ارزش و اعتبار است؟

 

استاد معرفت: بحث معنی داشتن الفاظ و معیار آن یكی از مباحث مهمی است كه البته طرح كنندگان این بحث آن را روی مسائل

 دینی پیاده می كنند، ولی بحث جنبه عمومی دارد. این سؤال را مطرح می كنند كه اساساً جملات و تعابیر و الفاظ بر اساس چه معیاری

افاده معنی می كند؟ یعنی این الفاظ كه به صورت جمله ها و تركیبهای كلامی القا می شود، آیا واقعاً افادهٌ معنی می كند یا اینكه این معنی را ما به

آنها می دهیم؟ اگر لفظ مفید معنی است روی چه معیاری افادهٌ این معنی را می كند و این معنی مفاد این لفظ است؟ تو می گویی من

این گونه می فهمم. این فهم توست، دیگری به گونهٌ دیگر می فهمد و فهم افراد نسبت به الفاظ و تعابیر، منوط به خود آنهاست.


وقتی این بیان در حوزهٌ دین قرار گرفت چنین نتیجه می دهد كه فقها، مفسرین، دین شناسان از ابتدا تاكنون آنچه از احادیث و كتاب و

سنت فهمیده اند، فهم خودشان است، نه اینكه واقعاً این متون آن معانی را افاده كرده بـاشند، و چون لفظ دلیل و معیـاری

 ندارد...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

درنگى در شيوه بيانى قرآن


درنگى در شيوه بيانى قرآن

 

سید محمد حسين فضل الله - ترجمه موسي دانش

 

چکیده: فهم صحيح قرآن نياز به فراتر رفتن از قواعد زبان عربى ندارد.


نويسنده كوشيده است قواعد فهم قرآن را بررسى كند در اين راستا مسئله عربى بودن زبان قرآن، ظهر و بطن آيات، مفهوم

 تأويل و نمونه هايى از معانى تأويلى موجوددر روايات، را مطرح كده و با تحليل آنها به اين نتيجه رسيده است كه فهم آيات

براساس شيوه اى كه از خود قرآن به دست مى آيد، كاملاً در چارچوب قواعد زبان عربى ممكن است و بطون آيات يا تأويل

به معناى ناديده گرفتن قواعد زبان نيست بلكه معناى ويژه دارد كه با ادبيات زبان عربى سازگار است.

 

چگونه مى‏توانيم قرآن را بفهميم؟ آيا قرآن روش ويژه‏اى دارد كه آن را از ديگر كتابها متمايز مى‏سازد، به

گونه‏اى كه نزديك شدن به قرآن بدون فراگيرى آن روش امكان‏پذير نيست؟...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

مثل در قرآن


 

مثل در قرآن

                         پپشه ی ضعیف                

 

"ان الله لا یستحی اَن یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها فاما الذین امنوا فیعلمون انه الحق من ربهم و اما الذین کفروا

فیقولون ماذا أراد الله بهذا مثلا یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین." (بقره / 26)

"خداوند از این که مثال – به موجودات ظاهراً کوچکی مانند – پشه و حتی بالاتر از آن بزند شرم نمی کند ؛ زیرا مؤمنان

 می دانند که حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما کسانی که کافر شدند – این موضوع را بهانه کرده – و می گویند منظور

خداوند از این مثل چه بوده است؟ آری خدا جمع زیادی را با آن گمراه و عده کثیری را هدایت می کند ولی فقط

فاسقان را با آن گمراه می کند."

در این که چرا خداوند متعال در این آیه پشه را مثال زده است نکات متعددی را بیان کرده اند اما مَثل وسیله ای است که برای تجسم

حقیقت به کار می رود و گاهی گوینده در مقام تحقیر و بیان ضعف مدعیان است. بلاغت سخن ایجاب می کند که برای نشان دادن

ضعف آنها موجود ضعیفی را برای مثال انتخاب کند مثلاً در آیه 73 سوره حج آمده است: آنهایی که – بتها – مورد پرستش شما – کفار – هستند

 هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند، اگرچه دست به دست هم بدهند، حتی اگر مگس، چیزی از آنها برباید قدرت پس گرفتن آن را

ندارند، هم طلب کننده ضعیف است و هم طالب شونده...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

بلعم باعورا که بود ؟


بلعم باعورا که بود ؟

«بلعم باعوراها» و «بو راهب ها» و «امیة بن ابی الصلت ها» و همه دانشمندانی که علم و دانش خود را در اختیار فراعنه و جباران عصر خود قرار می دهند و در اثر هوا

پرستی و تمایل به زرق و برق جهان ماده یا به خاطر انگیزه حسد، همه سرمایه‌های فکری خود را در اختیار طاغوت‌ها می گذارند و آن‌ها نیز برای تحمیق مردم عوام، از

وجود این‌گونه افراد حداکثر استفاده را می‌کنند، در حقیقت در حق خویش ظلم می‌کنند و عاقبت شومی در انتظار آن‌هاست و رهایی از این لغزش تنها در سایه هدایت

 الهی امکان پذیر است.

اگر «بلعم» واژه‌ای عربی باشد به معنی مردی است که زیاد می‌خورد و غذا را می‌بلعد. [1] اما گویند بلعم همان «بلعم» در تورات و نامی عبری می‌باشد به معنای «خداوند مردم» [2.

«بلعم باعورا» از علماء بنی اسرائیل، معاصر حضرت موسی (علیه السلام) بود که در یکی از قریه‌های به لقاء شام زندگی می‌کرد.[3] برخی او را از نوادگان لوط یا داماد وی ذکر کرده‌اند. [4].

بلعم پیشگویی می‌کرد و از حوادث آینده خبر می‌داد. گویا پیرو آئین ابراهیم بوده و مردم از اطراف به نزد او می‌آمدند تا درباره‌ی آنان پیشگویی کند و برای برکت یافتن دارایی و زندگی آن‌ها دعا کند. [5].

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

نشانه های ظهور در آیینه روایات


نشانه های ظهور در آیینه روایات

ظهور امام زمان(عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.

نـشانه های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه اند.

بـرخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت، پدیدار خواهند شد.

در ایـن مـورد، روایـات بـسـیـاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه ها، آنها را نشان می دهد. نـخست، برخی از روایات را که این علایم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسیم می کـنـد مـی آوریـم، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضیحی که در روایات در مورد آن آمده و تفسیر مناسبی که به ذهن می رسد، ترسیم می نماییم. ..

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

مال حرام و شیطان های آخر الزمان


مال حرام و شیطان های آخر الزمان

آیت الله مظاهری، مرجع تقلید عالم تشیع در جلسه درس اخلاق خود ورود مال حرام به زندگی انسان را سبب سقوط و تباهی دانست.

آنچه در ذیل می آید گزیده ای از مباحث مطرح شده در این جلسه است:

 

عروج روحانی انسان

هدف از خلقت انسان این است که عروج کند و بُعد جسمی او براق شود و حرکت کند و برسد به جایی که به جز خدا نداند. یعنی برای حرکت استکمالی و غیر متناهی خلق شده و اگر در راه بیفتد، تا خدا، خدایی می کند حرکت استکمالی و رو به قرب او ادامه خواهد داشت.

در واقع، انسان برای صعود خلق شده اما متأسفانه گاهی با اختیار خودش، به جای صعود، راهی را انتخاب می‌کند که به سقوط او منتهی می‌شود و اگر توجه پیدا نکند، سقوط او ابدی خواهد بود و به پست‌ترین و نازل‌ترین طبقه جهنّم می‌افتد.

«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار»[1]

ذره ای انحراف از راه مستقیم، منجر به سقوط انسان می‌شود. در جمله "اهدنا الصّراط المستقیم" که دستور داده شده در نماز بخوانیم و باید توجه به معنای آن داشته باشیم، از خداوند می خواهیم که حالت انحراف- چه به چپ و چه به راست- برای ما پیدا نشود و توفیق الهی را ضمیمه همّت خویش کنیم تا به مقصد برسیم.

اگر همّت و توفیق به صورت توأمان باشد، هدایت عنائیه پروردگار دست انسان را می‌گیرد و او را در راه مستقیم که از مو باریک‌تر، از آتش سوزنده تر و از شمشیر برنده تر است، هدایت می‌کند تا به لقای خداوند سبحان نائل شود. موفقیت در این راه، محتاج توجه است و تمسّک به قرآن و عترت (علیه السلام) نیز راهنمای او و توسّل به اهل‌بیت (سلام الله علیها) راه‌گشای وی خواهد بود.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

مهمترین موانع انجام عمل صالح


مهمترین موانع انجام عمل صالح 

گاه دیده می شود که علی رغم اینکه تلاش به ظاهر زیادی در امر انجام عمل صالح می شود ، امانه تنها به این امر نزدیک نشده ایم بلکه روز به روز از این موهبت دور می شویم

 در این مقاله به مهم‌ترین موانع انجام عمل صالح می‌پردازیم که از تقابل موارد ذیل با عمل صالح مانعیت هر یک فهمیده می‌شود

1- پیروی هوای نفس

 «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ، إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا یُظْلَمُونَ شَیْئًا »؛ (مریم، 95 و 60) یعنی: آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پیروی کردند و به زودی نتیجه‌ی گمراهی خود را خواهند یافت مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند که آنان به بهشت وارد شوند و ستمی برایشان نخواهد شد.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

اشتباهات در قرآن عثمان طه


اشتباهات در قرآن عثمان طه

 

بدیهی است قرآنی که به وسیله کاتبان وحی که جمع کثیری از اصحاب بودند نوشته می‌شد و شب و روز در نمازها و غیر نمازها تلاوت می‌گشت و حافظان بسیار زیادی داشت چیزی نبود که دست تحریف بتواند به سوی آن دراز شود.

به‌علاوه قرآن با صراحت می‌گوید: «ما قرآن را نازل کردیم و ما حافظ قرآن هستیم». (حجر، آیه 9 چیزی که خدا حافظ آن است هرگز دست تحریف گران به سوی آن دراز نخواهد شد

 

قرآن کتابی به دور از هرگونه تحریف

قرآن بزرگ‌ترین کتاب آسمانی است که از سوی خداوند متعال بر خاتم پیامبران حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله) نازل گردیده است، آنچه که بین اکثریت قاطع عالمان دینی اعم از شیعه و سنّی مورد قبول می‌باشد، این است که: تمامی الفاظ قرآن، بدون کم و زیاد، وحی الهی می‌باشد و هیچ تحریف و تغییری در آن رخ نداده و باید به همین صورتی که سینه به سینه به ما رسیده است تلاوت شود.

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

رمزی برای تبدیل سیّئات به حسنات


رمزی برای تبدیل سیّئات به حسنات

عمل صالح یکی از پرکاربردترین مفاهیم قرآن کریم است که رابطه نزدیک و متقابلی با ایمان دارد. در حقیقت «عمل صالح» به عملی اطلاق می گردد که در متن دستورات شریعت بدان امرشده و توسط پیامبران به امت هایشان ابلاغ می گردد و به همین دلیل رابطه ای تنگاتنگ و متقابل با ایمان دارد.

مصادیق عمل صالح

ازتدبردرآیات چنین برمی آید که قرآن کریم بیش از آنکه به تبیین مستقیم واژگان کلیدی پرداخته باشد،از رهگذر بیان مصادیق،مخاطب را به مراد خود نزدیک می سازد نمونه ی بارز آن «تقوی» است که با ذکر مصادیق تقوی و ویژگی های رفتاری فرد متقی مخاطب را به طورعینی به مراد از این واژه کلیدی رهنمون می سازد. البقره، 177

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته