ریشه ی گریز از ین در قرآن
ریشه های گریز از دین در قرآن
ریشه دین ستیزى و دین گریزى از ناحیه دین نیست بلكه این مشكلى است كه به انسانها برمى گردد. آن گونه كه از قرآن كریم استفاده مى شود و شواهد تاریخى آن را تاءیید مى كند، ریشه دین ستیزى و دین گریزى به روحیات بشر مربوط است.
بهانه جویى
خلق و خوى عده اى از مردم به گونه اى است كه هیچ آیه و برهانى در آنها اثر بخش نیست. این صنف از انسانها بودند كه از
پیامبران خدا درخواستهاى بى خردانه مى كردند به تعبیر دیگر بهانه جویى مى كردند.قرآن كریم در این زمینه مى فرماید: « وَ قَالُوا
لَن نُّؤْمِنَ لَك حَتى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الاَرْضِ یَنبُوعاً *أَوْ تَكُونَ لَك جَنَّةٌ مِّن نخِیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الاَنْهَرَ خِلَلَهَا تَفْجِیراً *أَوْ تُسقِط
السمَاءَ كَمَا زَعَمْت عَلَیْنَا كِسفاً أَوْ تَأْتىَ بِاللَّهِ وَ الْمَلَئكةِ قَبِیلاً *أَوْ یَكُونَ لَك بَیْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فى السمَاءِ وَ لَن نُّؤْمِنَ
لِرُقِیِّك حَتى تُنزِّلَ عَلَیْنَا كِتَباً نَّقْرَؤُهُ قُلْ سبْحَانَ رَبى هَلْ كُنت إِلا بَشراً رَّسولاً *وَ مَا مَنَعَ النَّاس أَن یُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلا
أَن قَالُوا أَ بَعَث اللَّهُ بَشراً رَّسولاً*قُل لَّوْ كانَ فى الاَرْضِ مَلَئكةٌ یَمْشونَ مُطمَئنِّینَ لَنزَّلْنَا عَلَیْهِم مِّنَ السمَاءِ مَلَكاً رَّسولاً»ترجمه:
قریش گفتند ما هرگز به تو ایمان نیاوریم تا اینكه چشمه اى از این سرزمین براى ما بیرون آورى یا باغى از درختان خرما داشته باشى
كه در لابلاى آنها نهرهاى آب جارى كنى یا قطعه اى از آسمان، چنانكه مى پندارى، بر ما فرود آرى یا خدا و فرشتگان را پیش
روى ما حاضر كنى یا خانه اى از طلا داشته باشى یا در آسمان صعود كنى و با صعودت در آسمان هم ایمان نمى آوریم تا اینكه بر ما كتابى
نازل كنى كه خود آن را بخوانیم بگو خداى من منزه است آیا من جز بشرى فرستاده هستم. وقتى هدایت به سوى مردم آمد تنها
چیزى كه مانع ایمان آنها شد این بود كه گفتند چرا خدا بشر را به عنوان رسول برگزیده است. بگو: اگر در زمین، فرشتگان هم زندگى مى كردند
ما از آسمان، فرشته اى به عنوان رسول، براى آنها نازل مى كردیم. (اسراء ،90 -94) در این آیات، خواستهاى غیر منطقى و
بهانه جوئى هاى قریش با جواب آنها بیان شده است.
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید