ریشه ی گریز ازدین 4
ریشه ی گریز از دین ۴
۳-بى نیازپندارى
یكى دیگر از اسباب انكار دین و كج روى انسان استغنا و بى نیاز دانستن خود است. طبیعت بشر، به گونه اى است كه وقتى خود را در
آسایش و رفاه ببیند، وابستگى خویش به اسباب غیرمادى را فراموش مى كند؛ تصور مى كند علل و اسباب همان است كه با حواس خود
درك مى كند و از خالق و ناظم حوادث غافل مى شود. انسان وقتى خود را بى نیاز پنداشت خودیت و خودخواهى او بروز مى كند و همه
نعمتها را به خود نسبت مى دهد و ضعفها و نقصهایش، از نظرش محو مى شود.قرآن كریم با بیانى كوتاه و جالب این خصلت آدمى را ذكر
مى كند ابتدا، یادآور مى شود كه خدا انسان را از خون بسته آفرید و او هیچ نمى دانست و خدا او را تعلیم داد، سپس مى فرماید همین انسان
كه علقه بود و هیچ نمى دانست وقتى خود را بى نیاز ببیند راه طغیان در پیش مى گیرد؛« كلا ان الانسان لیطغى ان راه استغنى» و نیز قرآن
كریم در این باره مى فرماید: « و ما ارسلنا فى قریة من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون و قالوا نحن اكثر اموالا و اولادا و ما نحن
بمعذبین قل ان ربى یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر ولكن اكثر الناس لایعلمون » ترجمه: در هیچ آبادى پیغمبرى نفرستادیم مگر اینكه
ثروتمندان گفتند ما به آنچه شما به آن فرستاده شده اید كافریم. و گفتند ما مال و فرزند بیشتر داریم و هرگز عذاب نخواهیم شد. به آنها بگو خداى
من است كه روزى را براى هر كس بخواهد وسعت مى بخشد و براى هر كس بخواهد تنگ مى كند ولى بیشتر مردم درك نمى كنند.چنانچه
پیداست، ثروت و فرزند دو سرمایه اى بود كه آنها به رخ انبیا مى كشیدند و با داشتن آن دو احساس بى نیازى مى كردند و دعوت انبیا را
نمى پذیرفتند
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید