موضع اهل بيت در برابر تأويلهاي ناروا

 

انكار نمي‌توان كرد كه آنچه در مسلك صوفيه و مرام عرفا مورد استناد قرار گرفته و مبناي گرايش آنان به تأويلهاي گاه ناروا شده است، بي‌ريشه در بيان

روايات نيست، ولي اين بدان معنا نمي‌تواند باشد كه تأويلهاي آنان داراي دليل و حجّت شرعي است، چه اين كه بيشتر تندرويها و كندرويها كه در يك مكتب

 رخ مي‌دهد، ناشي از بدفهمي يا بداستفاده كرده پيروان يا عناصر بيروني، از عبارات و رهنمودها و تعاليم آن مكتب است.


اگر در روايات، تعبير بطون قرآن، تأويل قرآن، لطايف و اشارات و ... مطرح شده است، دليل آن نيست كه پس هر گروهي كه هر سخني را به عنوان

بيان بطون يا تأويل و يا لطايف قرآني بيان كردند، متعبّد به رهنمود رواياتند، بلكه مي‌تواند اين تعبيرها مورد برداشت بد و يا سوء استفاده قرار گرفته باشد، چنانكه

به قول مولانا همواره مفاهيم ارزشي مورد استفاده نارواي رهزنان قرار مي‌گيرد، چنانكه براي طلا، نوعي بدل و قلاّبي آن را مي‌سازند!

خوشبختانه، اين حركتهاي ناروا و تأويلهاي خودساخته، تنها در روزگار بعد صورت نگرفته است، تا ما از خود امامان ردّي بر آن نداشته باشيم، بلكه اين برداشتهاي

ناروا در ديد آنان نيز قرار داشته و به اندازه كافي، پيروان خود را هشدار داده‌اند...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید